تبليغاتX
و اینک , آخر دنيا

و اینک , آخر دنيا

برای اینکه راه درست رو برم , لازم نیست ثابت کنم راه تو اشتباهه!
زماندار ...
 

به خدایی که ما را آفریده , به خدایی که زمین و آسمان و طبیعت را آفرید, قسم یاد میکنیم که تا زنده هستیم برای یکدیگر زندگی کنیم و برای یکدیگر بمیریم ...

 

عمر لحظه های خوشبختی اگر به اندازه ی آسمان ها بود آن را خوشبختی نمی نامیدند ... و اگر به عمق وسعت دریاها بود خوشبختی در آن غرق میشد و قطره ای از آن قابل رویت نبود ... اما خدای من, عمر خوشبختی من نه به وسعت آسمان و نه به گستردگی عمق آب های بیکران بلکه فقط به اندازه ی چند روز در سرنوشتم رقم زده شده بود ... فقط برای چند روز خوشبخت بودم؟!

آه عزیزم, تو در عشق به گرد پای من هم نمیرسی!!

times without U

پ.ن:به دلیل اتفاقات اخیر ۱۳۰ تا از نظرات پست قبل حذف شد!!

پ.ن۲:نظرخواهی برای این پست غیر فعال میباشد!!

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت11:5 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
Death Love
همه ی دوستان عزیزم ...

نمیدونم چقدر راه واسه من وجود داره ...

نمیدونم تا کجا ادامه باید بدم ...

ولی من نزدیک ترین راه رو انتخاب میکنم ...

آره,مثل همیشه!!

راه اشتباه و غلط رو!!
دیگه برام فرقی نداره!!
بهم بگین ترسو ... بهم بگین ضعیف ...

میخوام برم یه جایی که صفت معنی نداره ...

آره!! همونجایی که دیگه شک و شبهه ای واسم وجود نداره ...

نه من تو دلم شکی هست و نه بقیه نسبت به من ...

خداااااا ... آرزو هامو میخوام ببرم تو خاک ... شاید که اونجا برآورده شه ...

خدا میدونستم آخر راهم همینه!! میدونستم آخر دنیا به من نزدیکه ... نزدیک تر از اون چیزی که فکرش رو میکردم ... میدونستم غم من پایان نداره!! میدونستم تو این دنیا جایی واسه من عاشق دل خسته نیست ...

وای خدا تو این گرما چه اشکای داغی رو نصیبم کردی ... چه سردردی!! چه حال وخیمی!!

خدا کنه هیچکی منو نبینه ... هیچکی نیاد تو اتاقم ... میخوام یه مرگ آروم داشته باشم ... برای اولین بار ... بدون هیچ خورد شدنی!! بدون هیچ سرکوفتی ...

خاک بر سرت نیلوفر میخوای چیکار کنی؟؟

مثل همیشه کار اشتباه رو ... همونی که بدبخت ترم میکنه ... ولی من دیگه با این بدبختیااا رفیقم ...

من با زخم زبونات رفیقم ... مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم ...

آره عزیزم ... من بازم از این حرفا زدم ... ببخشید!!

بازم از دلم کپی گرفتم ... بازم از غم هایی که ساخته میشه ...

میدونم دیگه برات مهم نیستم ... خوشحالم که داغم رو دلت نمیشینه ... من همیشه خوشحالی تورو میخوام و بس!! خودم که نابود شدم ... اصلا" مهم نیست ... دیگه حتی جون من هم برات اهمیت نداره ...

من صبر میکنم ... صبر میکنم تا اون دنیا هم که شده عشقم بهت ثابت بشه ...


انگار من از این دنیا هیچی جز صبر کردن و صبور بودن یاد نگرفتم ...

من از دلبستگی یاد گرفتم که باید خفه بود ...

یعنی باید زندگی رو کنار گذاشت ... حق زندگی رو ازم میگیره!!

منم آدمم ... میتونم هرکاری که بخوام انجام بدم ... و همینطور تو!!

من میتونم دوستت داشته باشم ... دارم!! و تو مثل اینکه توانایی شک کردن و خورد کردن من رو تو خودت قوی میبینی!!

ولی من عشقم بیشتر از این حرفاست که هر چی بگم یه کمم ازش کاسته نمیشه ...

چی میگم؟؟ گیجم!!

وای نیلوفر چی شد؟!

اون هیچ وقت وسعت عشق منو درک نمیکنه ... هیچوقت!!

هیچکی درک نمیکنه ... چون خیلی زیاده!!
میتونی یه آدم خسته از دنیا رو بهش امید بدی و میتونی خسته تر کنی ...

تو راه دوم رو انتخاب کردی!! باشه!! ولی هنر نیست! هنر نیست این کارا و خون تو دل من کردن!!

و من هم خوب فهمیدم وفا یعنی خداحافظ!!

پ.ن: هنوز برام همونی ... همون نفس تو سینم!!
پ.ن۲: با همه ی این حرفا بازم با قدی تمام دوستت دارم تا مرز جنون!!


+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت5:49 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
تمام میشوم شبی ... فقط به من اشاره کن!!
چقدر سخته انقدر تا حالا دپرس بوده باشی که وقتی ناراحتی دیگه کسی نفهمه ... برای اطرافیانت عادی شده باشه ...

چقدر سخته که بغض گلوت جزو اعضای بدنت شده باشه ...

چقدر بده وقتی اشکات سرازیر میشن یه دست که هیچی حتی یه دستمال هم نباشه که اشکاتو باهاش پاک کنی!!

چقدر سخته تحمل اون نگاه معصومی که به چشمات دوخته شده ...

چقدر سخته بی کس بودن ... چقدر سخته هیچکیو نداشتن ...

چقدر بده اون لحظه ای که سرتو یه لحظه تکون میدی و کلی اشک پرت میشن اینور و اونور ...

خدایا ... دلم گرفته ... اندازه ی یه آسمون ... یه آسمون ابری ... نه نه ابری چیه؟؟ بارونی

نمیخوام حرفی بشنوم ... تورو خدا بس کن ... من تحملشو ندارم ... این چیزا به من ربطی نداره ... چرا به من این چیزا رو میگین؟؟

*دارم از از خیابون رد میشم ... بی تفاوت به هرچی که تو خیابون میگذره ... بی اهمیت به بدبختیایی که تو دنیا هست ... من فکرم مشغوله ... هیچی نمیبینم ... فقط یه تصویر محو از خیابون ... آقا آقا ... همینجا نگهش دار ... راننده نگه میداره ... میرم یه لحظه بیرون ماشین که یه هوایی بخورم ... سرمو میگیرم میون دو تا دستم ... احساس میکنم هرچی تو دنیا هست تو سر من جا شده ... راننده به من نگاه میکنه ... خانوم میخواین برسونمتون خونه؟؟ انگار حالتون بده ... نه آقا حالم خوبه ... *

من حالم خوبه؟؟ هه!! چه دروغی ...  من کجا حالم خوبه!! من دارم میمیرم ... دارم تموم غم و غصه ی دنیا رو تو سرم حس میکنم ... وای سرم ... سرم ... خدایا منو بکش ... آرزومه بمیرم!! بازم بدبختی؟ بازم؟؟ نه نمیخوام!! وای خدا منو بکش!!دیگه تحمل ندارم!!من ... شاید ...

کاش حداقل عشقم بود به حرفام گوش میکرد ...

هیچ همدردی ندارم!! هیچکی نیست بگه تو چی شدی؟؟ خدایا هرچی شادیه بریز تو دل عشقم ... نذار حتی یه ذره از این بدبختیای منو تحمل کنه ... حتی یه ذره!!! آخه من خیلی تجریه کردم!! خیلی سخته!! خدایا نذار حتی یه ذره سختی بکشه!!

ولی عشقم ... یه روزی میای که میبینی من تموم شدم ...

با من بمان

پ.ن:دیشب خواب عشقمو دیدم ... بهترین خوابی بود که دیدم و بهترین حسی بود که تا حالا داشتم!!

پ.ن۲:وای خدا ... من عاشقم ... عاشق!!

پ.ن۳:من دلم برات تنگ شده ... تورو نمیدونم!!

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت6:40 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
آقا منم بازی ... منم بازی!!

 

حدود ۱۰ قرن پیش بود ... آره ... درسته!!
اون موقعی که مردم به جای آیس پک کرانچی میخوردن!!

قبل از میلاد مسیح ... هنوز مارک D&G نیومده بود تو بازار ...

قبل از اینکه همه ی این اتفاقات واقعا" مهم در زندگی بشریت رخ بده من توسط 3 نفر به یه بازی ای دعوت شدم!!  

ولی هنوز اجرا نکردمش!!
اومدم امروز این کارو بکنم!!

بازیش اینجوریه که باید 10 تا چیزیو که دوست دارم با 10 تا چیزی که دوست ندارم رو بنویسم!!

اول 10 تا چیزی که دوست دارم:

1.اینترنت  

2.کامپیوتر خودم  

3.اسکیت

4.دیوونه بازی در حد لالیگا

5.تنهایی

6.آهنگای پیشرو مخصوصا" غمگیناش

7.ضدحال زدن

8.عشقم  

9.عشقم

10.یاااا ...  آهان!! مثلا" عشقم

حالا ۱۰ تا چیزی که دوست ندارم:

۱.The Page Can Not Find Server

۲.The Mobile Set Is Off

3.وسط چت با عشقم یهو connect ام کنسل شه

4.زنگ بزنم صبا نت بگه کامپیوترت ویروس داره بیار چک کنم.اینجوری درست نمیشه

5.مامان بابام هی بگن از پشت کامپیوتر پاشو .بسه دیگه  

6.گریه کردن در حد تیم ملی ... غصه داشتن در حد لالیگا ...

7.خاطرات گذشته

8.عشق یه طرفه

9.شلوغی جمعیت (ااااااااااعصاب واسم نمیمونه)

10.این بچه کوچولو های سیریش هستن میان به پر و پای آدم میپیچن (حالمان را بر هم میزنند)

پ.ن:این یه سوءتفاهم بوده بین من و تو ... منظورم اون چیزی که تو فکر کردی نبود ...

پ.ن2:دلمان برایتان بسی تنگ است ...

+نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت1:38 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
زندگیم پر شده از تو!!!
سلام سلام سلام!!

بازدید کننده های جیگر چطورن؟؟

ببخشین بابت این چند روز که نبودم و بهتون سر نزدم!!
مسافرت بودم!!خیـــــــــــــــــــــــــــــــلیم خوش گذشت!!

جای همه خالی و جای یکی از همه بیشتر خالی بود  هرجا میرفتم میگفتم کاش عشقم اینجا بود

من یه آهنگ جدید از آوریل دانلود کردم!! خیلی باحاله!!

راکه!!متال نیست!!ولی خیلی خوشم اومد!!
آهنگای back street boys رو هم گوش دادم چند تاشو!!خیلی خوب بود!!

حالا بگین الآن اومدم چی بگم؟؟

هیچی!!احساسم فوران کرده بود!!گفتم بیام اینجا یه کم با عشقم حرف بزنم

اولین حرفم اینه که خیــــــــــــــــــــــــــــــلی دوستت دارم!!

دوم اینکه همه ی زندگیم خلاصه شده در تو

سوم اینکه قول بده کسیو جای من نیاری تو قلبت

چهار اینکه عاشقونه بی بهونه یاد من باش

پنج اینکه حالا که فکر میکنم میبینم خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی بیشتر از خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوستت دارم

شیش اینکه من قلبمو دادم به تو ... جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود

هفت اینکه آخیــــــــــش داشتم میترکیدم!باهات حرف زدم آروم شدم

هشت اینکه بوس بوس

نه اینکه من دیگه برم!!

ده بای عشقم و همه ی وجودم

+نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت5:54 PMتوسط A Girl Who Can Rock |