اما زیاد مهم نیست ...
مهم اینه که من چه فکری تو سرم دارم ...
همیشه دنبالش بودم و حالا پیدا کردم! اون چیزی رو که میخوام!
دیگه کسی مانعم نشه ...
من به آرامش رسیدم ...
اون چیزی رو که همه میخوان , من بدست آوردم!
خودمم باورم نمیشه که خودم به تنهایی, بی اعتنا به تمام طعنه هایی که همه میزدن به خواسته هام توجه کردم و سعی کردم بهشون برسم و حالا رسیدم!
و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم ...
من سیر میکنم دنیا رو .... با بیخیالی!!
چند وقته دستام زیاد روی کلیدهای کیبورد حرکت نکرده ...
من طرد کردم ... دنیایی رو که روزی دوسش داشتم و الآن برام جز خستگی و طعم تلخ خاطرات گذشته چیزی نداره ...
و اینکه روزی دوباره به اون روزها برسم حالمو بهم میزنه ...
من خستم از اینهمه ادعا و دو رویی!!
من متنفر شدم از هرچی که دور و برم میگذشت ...
یه تغییر درست حسابی!! شاید کار رو درست بکنه ... شاید . . . !





