تبليغاتX
و اینک , آخر دنيا

و اینک , آخر دنيا

برای اینکه راه درست رو برم , لازم نیست ثابت کنم راه تو اشتباهه!
Miss You
سلام به همــــــــــــگی!!

چطــــــــــورین؟!

واااااای نمیدونین چقدر دلم براتون تنگ شده ...

من دیگه نمیخواستم اینجا رو آپ کنم اما نشد!

اومدم برای دوستام یه کم بنویسم و برم ... آخه بنا به دلایلی دیگه زیاد نمیتونم برم اینور اونور وب گردی

میرم سر اصل مطلب! دووووووووووووووستام!! کلی باهاتون حرف دارم!!


Galaxy : الآن رفتم به وبت سر زدم ... وای نیـــــــــــــــلو دلم واست تنــــــــــــــــــــگ شده شدیــــــــــــــــد!! دلم واسه خودت , واسه نوشته هات یه ذرررره شده!! دلم میخواست همین الآن بهت زنگ بزنم اما مطمئنم الآن خوابی!!


Cool Cat : با هم آشتی کردیم اما انگار نه انگار ... من اصلا" دوس ندارم از کسی کینه داشته باشم یا کسی ازم کینه داشته باشه ... هنوز آپاتو میخونم ; خیلیم میدوستمشون! یه سر به ما بزن بابا ... دلم تنگیده برات!

شبح شوووخ : این دخمله که خیلی با وفائه!! البته زیاد همدیگر رو نمیشناسیم اما خیلی با معرفته!! پیـــــــش ما بیا!

فرشته مرگ : کی میبینمت من دیووووووووووونه؟! دلم تنگیده خووو!

Nono : تو چی شدی؟! حالت خوبه تو این تظاهرات!؟ باز که چاقو اینا نخوردی؟! بابا بیخیال تروخدا! جوونی! هزار تا آرزو داری!! میکشنتاااا!

ارsلان : آپای تو رو هم میخونم اما نمیتونم نظر بدم! کلی با احساسیاااااا!

Stone : کم پیدایی!! سر نمیزنی!! آها یادم اومد! اوندفعه کل کل کردیم شدید! بیخیال baw ! سرگرم شدیم یه چند دقیقه!آخرین آپ تو رو هم خوندم.

Aida Sarkhosh : گفته بودی یه آپی میخوای بکنی ... منتظرم!! دلم واست تنگیده! راستی  IDیتو بذار add ات کنم. خیلی وقت بود میخواستم IDیتو بگیرم یادم میرفت. سرخوشیو عشــــــــــــقه!!

Farzan Sarkhosh : تو زنده ای آیا؟! حداقل از آیدا یه اثری پیدا میشه!! تو مفقود الاثر شدی!! توام IDیتو بذار add کنم. البته فکر کنم از اونایی که 2,3 ماه یه بار Online میشه! نه؟! (نه!)

MDS : اونقدرا که فکر میکنی بد و بیرحم نیستم ... بازم معذرت!

Samson : دیـــــــــــــــــــدی وبلاگمو فیلتر کردن!؟ girl_to_take_umbrage2.gif

Romantic : ببخشید نمیتونم برات Comment بذارم اما میخونم آپاتو!! قشنگ مینویسی!

پرهام آلبا : تو آخرش کجایی؟! همین بلاگفا موندی یا وبلاگتو تغییر دادی؟! اگه عوض کردی آدرسو بذار برام. راستی اون دوستت چی شد که همکارت بود!؟ آرش؟! آره همون. اونیکه ویلون میزد. از نسرین خبر ندارین؟!

مرجان : فقط میتونم بگم دلم برات تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ شده!!!!!!!!!!!!!

Shahrzad Rani : شدیدا" کم پیدایی!! نمیگی دلمون برات تنگ میشه؟!

Asal Salvariana : آخ من چرا از اونموقع تو رو یادم نبود؟! عســـــــــلی! کلی دلم برات تنگ شده! کلی هم میدوستمت!! دخمل ایمویی جونم!

Dark Dream : آپ آخری اوج احساس وطن دوستی و اینا بوداااا ... عرق ملی م درومد!


بقیه ی دوستامم هستن اما حرفی باهاشون ندارم ...

یا جدیدا" دیدمشون یا باهم حرف زدیم یا chat کردیم یا کلا" حرفی ندارم باهاشون ...

سنا . الهام . بهاران . شبنم (شبی)  . روشنک . سارا . تبسم و و و  ...................

همتونو دوس دارم.

بابای!


+نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت2:17 AMتوسط A Girl Who Can Rock |

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت7:37 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
Happy New Year
گاهی برای نو شدن نیازی به لباسای جدید که طبق مد سال باشه نداریم ...

یه قلم بردار ...بنویس!!

حتما" لازم نیست ورقی که زیر دستته از جنس خوبی باشه یا از یه دفتر جدید ...

یه قلم و کاغذ قدیمی بردار و افکار قدیمیتو بریز اونجا!

وقتی خالی شدی ... حالا خیالت راحته!

الآن وقتشه که نو بشی ! الآن وقتشه که شادی کنی!

برای اینکه بخوای تغییر کنی نیازی نیست صبر کنی از اول سال شروع کنی!

از هر زمانی که تو , شروع به انجام دادن تصمیمت بکنی اون موقع اولین لحظه ی سال جدید برای توئه . . . !

"برای تازه شدن هیچوقت دیر نیست!"

پ.ن : نوروز 88 مبارک!!


http://www.pennyparker2.com/recipe2.gif

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت12:13 PMتوسط A Girl Who Can Rock |

چقدر بارونو دوست دارم ...

چقدر حس خوبیه زیر بارون بودن :X

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت10:7 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
Runaway
حس میکنم هیچی ندارم, هیچی!
مثل دختر فراری ای که شب شده و جا و مکانی نداره و سردرگمه!
توی این تاریکی دارم خفه میشم ... نمیدونم کجا برم ... یه دختر تنها جاش هیچ جا نیست!
آره اینو میدونم! آذوقم داره تموم میشه ... افکارمو نمیتونم متمرکز کنم!!
یه حس غریب ! تا حالا به داد این حس نرسیدم! اما حالا وقتشه!
دیگه منتظر چی هستی؟! شبه احمق! شب! میفهمی؟!

اما نه ... دیگه هیچی مثل قبل نمیشه ... هیچی!
زمان گذشته و دیگه بر نمیگرده! توی تاریکی ها دارم پرسه میزنم!
توی افکار مغشوشم غوطه ورم! من از زمان عقب میمونم و اون بی اعتنا به سستی پاهای من جلو میره!

کی میخوای چشماتو باز کنی؟! کی میخوای خودتو نجات بدی؟!

پ.ن: رفت که بمونه ... باورم نمیشه!!

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت10:24 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
حذف!
+نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت11:4 PMتوسط A Girl Who Can Rock |
من در هجران تو سوختم بی آنکه بفهمی...
تو نپرسیدی که بر من چگونه گذشت روزهای بی تو و شبهای
دلهره و ترس. تو نپرسیدی که حالم چگونه بود وقتی در بستر تنهایی خود
چشمان ترم را می‌بستم.
اما من می‌گویم، می‌گویم که تو را در خواب دیدم
عریان‌تر از حقیقت، ساده تر از ماه،
مهربان تر از خورشید و لطیف‌تر از نسیم .
می‌گویم که تو را در آغوش کشیدم عاشقانه‌تر از همیشه و بوییدمت و
سرمست شدم، من نترسیدم و تو را بوسیدم و دوستت دارم را هزار بار
فریاد زدم اما حیف که بیداری و هشیاری باز تو را از من گرفت
و من باز در هجران تو سوختم بی آنکه بفهمی .
کاش بودی و زخم دل را مرحم می‌گذاشتی .کاش بودی و تن تبدارم را به
دریای وجودت می‌زدی و می‌آسودم، کاش بودی و من بر شانه‌هایت گریه
می کردم، کاش تو بودی و هق‌هق‌های بچه‌گانه‌ام در هیاهوی این و آن گم
نمی‌شد اما تو نبودی و اینهمه بودند.
و من باز در هجران تو سوختم بی آنکه بفهمی...

نکته:یکی از آهنگای آوریل رو ترجمه کردم.به نام:when you're gone توی ادامه ی مطلب هست!

ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت5:20 PMتوسط A Girl Who Can Rock |